آموزش تفکر به دانش آموزان
ماهیت و تعریف تفکر:
بسیاری از دانشمندان انسان را حیوان متفکر می دانند و تفکر(1) را فصل ممیز انسان و حیوان قرار می دهند. با این که پاره ای از آزمایش ها نشان می دهد که تفکر در سطح پایین و ابتدائی آن در میان بعضی از حیوانات دیده می شود ولی تفکر اساسی(2) مخصوص انسان است و علاوه بر جنبه ی فرهنگی طبیعت انسان این خصوصیت نیز انسان را از سایر حیوانات مشخص و ممتاز میسازد.(شریعتمداری،1382،ص379)
اهمیت و ضرورت :
یادگیری از طریق شرطی سازی (3) (که مد نظر رفتارگرایان است ) یک یادگیری سطحی است و با یادگیری از طریق درک و فهم و بصیرت که بر محور تفکر قرار دارد، قابل تلفیق نیست. تفکر پایه ی ادراک و یادگیری را تشکیل می دهد. فهم و ادراک اساسی هر چیز، نتیجه ی تفکر درباره ی آن چیز است .
پیشرفت انسان در زمینه ی علمی، ادبی، هنری، اخلاقی و معنوی همه در نتیجه ی تفکر اندیشمندان حاصل شده است حل مشکلات زندگی، اجتماعی و … در سایه ی تفکر و تعقل صورت می گیرد . حضرت علی (ع) می فرمایند: لا یستعان علی الد هر الا بالعقل (( تنها از طریق عقل می توان بر زمانه پیروز شد.)) - (شریعتمداری،1380، ص18)
ویژگی های ذهنی متفکر:
معمولا امور را با تردید می نگرد و بدون تردید از پذیرش افکار و عقاید خودداری مینماید.
3- فهم عمیق:
به معرفت سطحی قناعت نمی کند و ژرف اندیشی خاصی در مطالعات او به چشم می خورد.
غالبا امور را در سطح گسترده تری مورد مطالعه قرار می دهد.
از رکود و توقف رنج می برد.
مقایسه ی آموزش به روش سنتی با آموزش تفکر :

در آموزش سنتی فعالیت اصلی کلاس بر عهده ی معلم است و معلم فعالانه به ارائه ی اطلاعات و دانش سازمان یافته می پردازد و در صدد است تا آن ها را به ذهن شاگردان منتقل کند. و دانش آموزان منفعلانه باید اطلاعات مورد نظر را حفظ کرده و در زمان ارزشیابی به خاطر آورده و پاسخ دهند در این روش تأکید بر محتوای درس است و اغلب کتاب درسی و معلم منبع اطلاعاتی محسوب می شوند.

ولی در آموزش برای متفکر بار آمدن دانش آموز معلم نقش راهنما و تسهیل گر را دارا بوده و دانش آموزان فعالند و در پی کسب اطلاعات از منابع دیگری علاوه بر معلم و کتاب درسی هستند. همچنین به جای تأکید بر محتوا بیشتر بر روش تأکید دارند و حجم اطلاعات دریافتی در درجه ی اول قرار ندارد و لزومی به حفظ کردن مطالب درس بدون درک و فهم آن ها نیست (سیف، 1379)
عوامل بستر ساز تفکر :
الف : دانش:
اگر فرد درباره ی چیزی که می خواهد بیاندیشد ادراک یا دانشی نداشته باشد قادر به تفکر و تجزیه و تحلیل آن موضوع نخواهد بود و به همین دلیل درباره ی هر موضوعی که می خواهیم در کلاس از این روش استفاده کنیم باید دانش آموزان راجع به آن اطلاعاتی داشته باشند و در غیر این صورت لازم است این اطلاعات یا منابع و راه های کسب آن ها را به شاگردان بگوییم و با آن ها آشنا کنیم.
ب : منش یا مشرب :

باید دانش آموزان کم کم به این روحیه و دید برسند که باید با تردید منطقی به مسائل نگاه کنند و درباره هر موضو عی بدون تعصب و گرایش خاصی عمل کنند .
برای اینکه دانش آموزان خوب تربیت شوند و افراد مفیدی در آینده باشند باید متفکر، خلاق، نقاد و دارای بینش علمی باشند .
ج : اقتدار (4)

گرایش انتقادی معمولا مورد توجه یا پذیرش قرار نمی گیرد. متفکران منتقد اهل مباحثه و پر سر و صدا هستند. آنان در واقع ماشین جامعه را به حرکت در می آورند و به سختی می توانند بین خطوط کاوشگری و خطر کردن گام بردارند (شعبانی ، 1382 ، ص89).
نحوه ی سازماندهی کلاس درس به منظور تشویق تفکر:
الف : ایجاد تعادل بین محتوا و فرایند تدریس:
اگر تلاش معلمان در فرایند یاددهی – یادگیری تمام کردن کتاب درسی و آماده کردن شاگردان برای آزمون نهایی باشد این روش از دیگر فعالیت های آموزشی از جمله پرورش تفکر، در کلاس جلوگیری می کند.
ب : ایجاد تعادل بین سخنرانی و کنش متقابل :
معلم باید از طریق تشویق مباحثه و پرسش و با استفاده از دیگر روش های مناسب برای تبادل اندیشه در کلاس درس، بین سخنرانی خود و کنش متقابل دانش آموزان تعادل ایجاد کند.
ج : سازماندهی و طراحی فضای کلاس :
فضای آموزشی در پرورش مهارت های تفکر انتقادی نقش بسیار ارزنده ای دارد . سازماندهی و آرایش کلاس درس به منظور ایجاد فضایی برای تعامل بسیار دشوار اما مفید و مؤثر است که در ذیل به پنج نکته اساسی که برای مؤثرتر شدن این امر اشاره دارد پرداخته می شود:
به نام پروردگار یکتا