دل از غم فاطمه توان دارد، نه

و ز تربتِ او كسي نشان دارد، نه

آن تربتِ گمگشته به بَر، زوّاري

جز مهدي صاحب الزمان دارد، نه
 
 
yaafatemeh2.jpg
 
 
اي كاش فدك اين همه اسرار نداشت

اي كاش مدينه در و ديوار نداشت

فرياد دل محسن زهرا اين بود

اي كاش در سوخته مسمار نداشت
 
 
 
 
 

كاش قلبم به قبرش راه داشت

كاش زهرا هم زيارتگاه داشت

 
 
 
 
حضرت حيدر به نام فاطمه حساس بود ،

خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود ،

اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه ،

گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود .
 
 
 
 fateme22.gif
 
 
 
  الا اي چاه يارم را گرفتند

گلم، باغم، بهارم را گرفتند

ميان کوچه ها با ضرب سيلي

همه دار و ندارم را گرفتند
 
 
 
 
 
 
ناموس خدا، دخت نبي، همسر حيدر

امّ الحسنين، شافعه ي خلق به محشر

اين غم نرود از نظر ما که ز کين شد

نيلي رخت از سيلي آن شوم بد اختر

يا رب تو عذابش بنما بيشتر از پيش

آنکس که به پهلوي وي از کينه زدي در


 
 
 
 
 هر سينه که دوستدار زهراست

آشفته و بي قرار زهراست

گنجينه ي هفت آسمان ها

در سينه ي خون نگار زهراست

از شرح کرامتش همين بس

عالم همه وامدار زهراست
 
 
fatemeh30.jpg
 
 
بريزم اشک غم، از ديده بر رخسار مادر جان

بنالم در عزايت بادل افکار مادر جان

به ياد آرم از آن ساعت که با پهلوي بشکسته

کشيدي ناله در بين در و ديوار مادر جان

از آن غصب فدک و ز بردن حيدر سوي مسجد

مرا ديگر نباشد طاقت گفتار مادر جان
 
 
 
 
 
 
تا که پرسيدم ز منطق، عشق چيست

در جوابم اينچنين گفت و گريست

ليلي ومجنون همه افسانه اند

عشق تفسيري ز زهرا و عليست
 
 
 
 
 




از فاطمه اکتفا به نامش نکنيد

نشناخته توصيف مقامش نکنيد

هر کس که در او محبت زهرا نيست

علامه اگر هست سلامش نکنيد
 
 
 
 
 madar.jpg
 
يا علي رفتم بقيع اما چه سود

هر چه گشتم فاطمه آنجا نبود

يا علي قبر پرستويت کجاست
 
آن گل صد برگ خوشبويت کجاست

هر چه ياشد من نمک پرورده ام

دل به عشق فاطمه خوش کرده ام

حج من بي فاطمه (س) بي حاصل است

فاطمه (س) حلال صدها مشکل است
 
 
 
 
 
جاهلان خيال بافتند

فرق شيعه را شکافتند

زخم شيعه را نمک زدند

قفل بر در فدک زدند

تاب ديدنت نداشتند

داغ بر دلت گذاشتند

تير و قلب عاشق آه آه

سيلي و شقايق آه آه